تبليغاتX
محزون نامه
برای این پست شعر اجاق خاموش نیما رو در نظر گرفتم

از نظر آقای رشید کاکاوند این شعر رو نیما تو شرایطی میگه که مردم شاید فراموشش کردن.

یک زمانی مردم منتظر شعر جدید نیما بودند ولی امروز نه.

اینجاست که شاعر اجاق سرد رو می سرایه

باز هم به قول آقای کاکاوند برای اینکه احساس شاعر رو درک کنید یاد نقش پرویز پرستویی توی

آژانس شیشه ای به خاطر بیارید

چون احساس اجاق سرد بهش دست می ده اختیار خودشو از دست می ده

من هم بعضی وقت ها (اکثر وقت ها ) این احساس رو  راجع به نوشته هام دارم. بعد از یک مدتی

شعر هام عادی میشه بعد اونایی فقط به خاطر شعر هام بهم احترام می ذاشتن خیلی دلم رو

میشکونن

بگذریم حالا شعر رو بخونیم:

نیمای شعر

مانده از شبهای دورادور 

بر مسير خامش جنگل

سنگچينی از اجاق   خرد 

  اندر او خاکستر سردی

همچنان که اندر غبار اندوده ی انديشه های من

 ملال انگيز

طرح تصويری درآن هر چيز  

  داستانی حاصلش دردی

روز شيرينم که با من اشتی داشت 

 نقش ناهمرنگ گرديده 

سرد  گشته  سنگ گرديده 

  با دم پاييز عمر من  کنايت از بهار روی زردی

همچنان که مانده از شبهای دورادور 

  بر مسير خامش جنگل

سنگچينی از  اجاق خرد  

  اندر او خاکستر سردی

 

 

نوشته شده توسط محزون در چهاردهم اردیبهشت 1387 ساعت 4:55 بعد از ظهر | لینک ثابت |

آتش عشق

مرا با سوز جان بگذار و بگذر
اسیر و ناتوان بگذار و بگذر

چو شمعی سوختم از آتش عشق
مرا آتش به جان بگذار و بگذر

دلی چون لاله بی داغ غمت نیست
بر این دل هم نشان بگذار و بگذر

مرا با یک جهان اندوه جانسوز
تو ای نامهربان بگذار و بگذر

دو چشمی را که مفتون رخت بود
کنون گوهر فشان بگذار و بگذر

در افتادم به گرداب غم عشق
مرا در این میان بگذار و بگذر

به او گفتم حمید از هجر فرسود

به من گفتا جهان بگذار و بگذر

نوشته شده توسط محزون در دوازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 5:5 بعد از ظهر | لینک ثابت |

کاش

آن که رخسار تو را این همه زیبا می کرد

کاش فکر دل سو دا زدۀ ما می کرد

آن که می داد تو را حسن و نمی داد وفا

کاشکی فکر من عاشق و شیدا می کرد

یا نمی داد تو را اینهمه بیداد گری

یا مرا در غم عشق تو شکیبا می کرد

کاشکی گم شده بود این دل دیوانۀ من

پیش از آن روز که گیسوی تو پیدا می کرد

ای که با سوختنم با دل من ساخته ای

کاش یک شب دلت اندیشۀ فردا می کرد

کاش می بود به فکر دل دیوانۀ من

آنکه خلق پری از آدم و حوا می کرد

کاش در خواب شبی روی تو می دید عماد

بو سه ای از لب لعل تو تمنا می کرد

 

نوشته شده توسط محزون در یازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 8:27 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 
business articles