چه قدر دردناکه که یه ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد، اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره.
چه قدر دردناکه که صد هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه، اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد.
چه قدر دردناکه که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم، اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم.
چه قدر دردناکه که وقتی مسابقه فوتبال به وقت اضافه می کشه لذت می بریم، اما وقتی که مراسم دعا و بحث ديني و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم.
چه قدر دردناکه که خوندن یه صفحه از قرآن سخته، اما خوندن صد صفحه از یک کتاب رمان آسونه.
چه قدر دردناکه که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت رو رزو کنیم، اما به آخرین ردیف مسجد تمایل داریم.
چه قدر دردناکه که برای عبادت و کارهای مذهبی زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم، اما برای بقیه برنامه ها سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم.
چه قدر دردناکه که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می کنیم، اما سخنان ائمه و قرآن رو به سختی باور می کنیم.
نوشته شده توسط محزون در بیست و یکم آذر 1386 ساعت 5:24 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
كنارهگيري «بهمني»، «كاكايي» و «ايمان» از شوراي شعر ارشاد
خبرگزاري فارس: «محمدعلي بهمني»، «عبدالجبار كاكايي» و «اهورا ايمان» از شوراي شعر وزارت ارشاد كنارهگيري كردند.
به گزارش خبرنگار ادبي فارس، پس از كشوقوسهاي فراوان سرانجام جلسهاي كه قرار بود در آن اعضاي شورا براي رسيدن به يكدستي با هم تشكيل دهند، برگزار نشد و «محمدعلي بهمني»، «عبدالجبار كاكايي» و «اهورا ايمان» از شوراي شعر وزارت ارشاد كنارهگيري كردند.
عبدالجبار كاكايي در گفتوگو با خبرنگار ادبي فارس، گفت: قرار بود جلسه امروز (يكشنبه 11 آذر) برگزار شود تا من و بهمني و ايمان با ديگر اعضا درباره عدم كارآيي شورا صحبت كنيم. ولي از طرف ديگر اعضا صبح كسي با من تماس گرفت و گفت كه لزومي ندارد اين جلسه برگزار شود كه البته قابل پيشبيني بود.
هفته گذشته اين سه عضو شوراي شهر وزارت ارشاد، بيانيهاي به دفتر وزير ارشاد اسلامي، محمدحسين ايماني خوشخو معاون هنري و محمد حسين احمدي، رئيس مركز شعر و موسيقي اين وزارتخانه ارسال كردند و از دغدغههاي خود سخن گفتند.
در بيانيه بهمني، كاكايي و ايمان كه نسخهاي از آن به خبرگزاري فارس ارسال شده آمده است: براي ما تجربه كوتاه مدت همكاري با شوراي تصويب ترانه پرده از دردناك بودن داستان ترانه برداشت. هجوم رسانه در عصر جديد و گسترش موج مولتي مديا به توليد «ترانه سازها» و افزايش بيرويه اين جمعيت منجر شده است؛ به عبارت ديگر در كشور ما هر روز يك خواننده و دو ترانه سرا متولد ميشوند. و تلاش كاركنان، مشاوران، كارشناسان و بازرسان ارشاد براي نظارت بر اين توليد انبوه نه تنها به تنرل علمي آن نميانجامد بلكه بر دامنه گسترش موسيقي و ترانه زيرزميني افزوده است كه شكل ديگري از اقتباس كور و عوامانه گروههاي متوسط هنري جامعه است.
در بخش ديگري از اين بيانيه آمده است: وزارت ارشاد ناخواسته با كشاندن معيارهاي عمدتا سليقهاي، سياسي و اخلاقي به حوزه توليد كلام در موسيقي پاپ هويت كاذب ديگري به توليدكنندگان آثار غيرعلمي و پيش پا افتاده داده است. و اين حس فاخر و ارجمند اجتماعي و سياسي را به يك جريان ناتوان و ضعيف و غيرعلمي تزريق كرده است.
در ادامه اين بيانيه چنين آمده است: دانش برخورد با اين پديده اجتماعي در وزارت ارشاد شكل نگرفته است. در واقع ارادهاي براي شكل گرفتن اين دانش نيست. موسيقي و ترانه پاپ داخلي به هدايت احتياج دارد نه نظارت. و اين هدايت بستر طبيعي خود را دارد يعني «توليد و بازار» نه بستر امنيتي. مادامي كه تصور كنيم انتشار يك جلد كتاب يا يك جلد نوار كه حاوي سطري يا مصراعي غيرمتعارف است موجب نابودي اركان امنيتي جامعه ميشود در حقيقت اغفال شده گروهي نويسنده و منتقد عصر پيش از تاريخ هستيم كه با دوربينهاي مجهز، سطور گمشده كتابهاي متروك را رصد ميكنند.
بهمني، كاكايي و ايمان در ادامه آوردهاند: تا هنگامي كه تصور كنيم مردم يا در واقع مخاطبان هنر موسيقي نوجواناني معصوم هستند كه تنها شنونده كاستهاي مجوز گرفته دستگاه فرهنگي كشورند و وظيفه هدايت آنها بر عهده شوراي نظارتي ارشاد است موسيقي و ترانه پاپ دچار همين بلبشوي فرهنگي و تاريخي است.
به نظر ما در شرايط فعلي، مميزي علمي ترانه كاري طاقتفرسا، سليقهاي و غيرلازم است و شوراي فعلي ترانه ميتواند با تشكيل كارگاه آموزشي و علمي ضمن عمل به وظيفه اصلي خويش، سنت مندرس كاناليزه كردن ذوقي فرآوردههاي ادبي را كنار گذاشته و نقش مفيد و حيثيت آفرين را در ترانه امروز ايفا كند.
اين سه در بيانيه خود عنوان كردهاند: ما جمعي از اعضاي شورا ضمن اعلام كنارهگيري خود تا ايجاد زمينه مطلوب همكاري، دلايل زير را عامل قطع همكاري خويش با شوراي ترانه ميدانيم:
1_ سايه سنگين نظارت بخشنامهاي ارشاد بر شورا احساس ميشود تا حدي كه اعضاي شورا آزادي تعامل با جامعه هنري را ندارند. اين تعامل حتما بايستي با اجازه و نظارت ارشاد به عنوان كارفرما انجام شود و اعضاي شورا مشاور فرض ميشوند.
2_ ساز و كار شوراي ترانه در مواجهه با نسل و عصر جديد ترانه و موسيقي كارايي لازم را ندارد و اين شورا بايستي با نزديك شدن به هويت آموزشي و دور شدن از هويت امنيتي و نظارتي نقش تازهاي را در عرصه موسيقي ايفا كند.
3_ اساسا اراده و علاقهاي براي حمايت از موسيقي پاپ در شوراهاي كارشناسي ارشاد وجود ندارد. و اين خلأ ناشي از كمبود نيروي كارشناسي موسيقي پاپ و ضعف تئوري در آن حوزه است.
4- حوزه عمومي كلام در موسيقي پاپ در شرايط فعلي قابل دفاع نيست و مميزي با ايجاد اختلال به اين حوزه هويت كاذب سياسي و علمي داده است.
5_ بررسي و تحميل قواعد و اساليب كهن ادبي به ساختار ترانه نوين از معايب كارشناسي شوراي فعلي ترانه است.
6_ عدم رعايت استقلال شورا و قرار دادن فيلترهاي نظارتي ديگر.
7_ و در آخر هيچ شورايي صلاحيت رد آثار بزرگان شعر كلاسيك فارسي مانند حافظ، خيام، مولانا، سعدي و ... را ندارد.
كاكايي به خبرنگار فارس گفت: تاكنون جز لغو جلسه امروز شورا براي حل اين مشكلات، هيچيك از مسئولان ارشاد كه براي آنان اين بيانيه ارسال شده واكنشي نشان ندادهاند.
نوشته شده توسط محزون در سیزدهم آذر 1386 ساعت 7:30 بعد از ظهر |
لینک ثابت |

این پست را به بررسی سبک رپ در نقابل سبک سنتی اختصاص دادم.
من خودم اهل سنتی هستم و اصلا رپ گوش نمیدم ولی می خوام مظلومیت رپ را نشان بدم.
به نظر من رپ یا هر سبک دیگه ای رو نباید سانسور کرد. یعنی کار وزارت ارشاد ما خیلی خرابه که فکر میکنه با مجوز ندادن به رپ ، رپ از بین میره. اصولا هنر را برداشت هنرمند از جامعه و از چیز هایی که ازش لذت می بره تعریف میکنن . پس اون رپره از رپ گوش دادن لذت می بره. با مجوز ندادن بهش مثل این میمونه که ما التذاذ رپر را انکار کنیم. که نهایت بی فکری یک سیاست گذاره. ما نمیتونیم بگیم رپ چیز خوبی نیست . اتفاقا ما می تونیم ازش استفاده کنیم وقتیکه زبان روزه. مثلا چه ایرادی در آهنگ های اجتماعی یاس می شه پیدا کرد؟ هنر مثل خورشیده شاید بتونی با دستت اونو از چشمات دور کنی ولی وجود داره . اینو خود رهبر گفته پس چه جوری ما بهشون مجوز نمیدیم؟ یعنی معتقدیم هنر نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خوشحال می شم نظرتونو در این باره بدونم
نوشته شده توسط محزون در چهارم آذر 1386 ساعت 0:18 قبل از ظهر |
لینک ثابت |